
خاطراتی کهنه دارم با زمستان تنت با سکوت گنگ شبهای پریشان تنت مانده یادت آخرین دیدارمان را در بهار لرزش دستان من , فریاد عریان تنت گرچه بد کردی ولی "خوبم" صدایت میکنم میشود گاهی شوم در خواب مهمان تنت؟ میکشد پیراهنت شعر مرا سمت وطن می وزد عطر جنون از سوی کنعان تنت شمس تبریزی , پر از باران و اعجاز و دعا می تراود شعر و عرفان از خراسان تنت توی چشمت کهکشانی معجزه داری ولی کج نمیگردد دلم جز سمت شیطان تنت سمانه تیموریان (آسمان) +نوشته شده در جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت23:36 توسطآسمان | ...
ادامه مطلب
... میرسد شب , میشوم در ذهن تو منفورتر سایه هامان محوتر , از هم شدیدا دورتر حالتی دارم شبیه مرده ای زنده به گور این گره های کفن هم میشود هی کورتر باد سردی می وزد از سمت قطب چشمهات شک ندارم میشوی با این غزل مغرورتر از ازل یک آسمان یلدا مرا پنداشتند یک زمستان منتهی به بهمنی رنجورتر فال امشب را...
ادامه مطلب