...
میرسد شب , میشوم در ذهن تو منفورتر
سایه هامان محوتر , از هم شدیدا دورتر
حالتی دارم شبیه مرده ای زنده به گور
این گره های کفن هم میشود هی کورتر
باد سردی می وزد از سمت قطب چشمهات
شک ندارم میشوی با این غزل مغرورتر
از ازل یک آسمان یلدا مرا پنداشتند
یک زمستان منتهی به بهمنی رنجورتر
فال امشب را برایم اینچنین حافظ سرود
هر که شاعرتر ... به درد و غصه ها مجبورتر
توی ذهنم نیمه شبها , قبل گریه , قبل خواب
میشود چشمت تداعی , قاتلی مزدورتر
ای به روحت فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
هی تقلا میکنم , هی میشوی ناجورتر
سمانه تیموریان (آسمان)

برچسب:
نویسنده: مهدی حسینی