
برایت , شعر آوردم , , چرا سر در گریبانی ؟ مگر اندوه جانم را تو از چشمم نمیخوانی؟ نشستم گوشه ای تنها برایت , شعر میخوانم جهان هرگز نمیفهمد چرا امشب پریشانی درون دفتر شعرم , دوباره برف میبارد سکوت لال پای...
ادامه مطلب
... با شعر مرا بردند تا قعر شبی محزون تا سردی احساس و تا خون دل مجنون از دست دلت ای زن تا کی تب و شبگردی هرشب فوران غم دنبال چه میگردی؟ دست از سر من بردار ای بغض پراز باران ای گیجی بی پایان ای مرده ی بی سامان در بطن سیاه خود انگار مرا میخورد چشمان سیاه او تا گور مرا میبرد ای خاطر دردآلود ای هستی لاکردار این لاشه پر غم را از روی زمین بردار ای مرگ به تو دنیا دست از سر من بردار این خسته بی جان را یک گور و کفن بگذار از دست دلت ای زن دنبال چه میگردی هرشب فوران تب تا کی غم و شبگردی #سمانه_تیموریان(آسمان) @teymoorian ...
ادامه مطلب
نامت را در گوش بادهای جهان زمزمه کرده ام فردا تمام دنیا اردیبهشت خواهد شــــــــــــد سمانه تیموریان (آسمان)...
ادامه مطلب