خرید بک لینک

برایت , شعر آوردم , , چرا سر در گریبانی ؟

مگر اندوه جانم را تو از چشمم نمیخوانی؟

نشستم گوشه ای تنها برایت , شعر میخوانم

جهان هرگز نمیفهمد چرا امشب پریشانی

درون دفتر شعرم , دوباره برف میبارد

سکوت لال پاییزم , تو هم یکسر زمستانی

گرفتار غزل گشتم , دعاهایت اثر کردند

مداوم سرد و تاریکم , درون خویش زندانی

چرا باید چنین باشد چرا من را نمیفهمی

تو حالا کل این جانی چرا از خود گریزانی ؟

همین جا توی این شعرم , تو را دیشب بغل کردم

تو را اندوه عریانم که حالا کل این جانــــــــــــی

برایت ساده میگویم , حکایت همچنان درد است

خزانی تا ابد زخمی , سکوتی سرد و طولانــــــــــــــــــی

سمانه تیموریان

برچسب: نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: چهارشنبه 28 آذر 1397 ساعت: 20:25

صفحه بندی