
برایت , شعر آوردم , , چرا سر در گریبانی ؟ مگر اندوه جانم را تو از چشمم نمیخوانی؟ نشستم گوشه ای تنها برایت , شعر میخوانم جهان هرگز نمیفهمد چرا امشب پریشانی درون دفتر شعرم , دوباره برف میبارد سکوت لال پای...
ادامه مطلب
تقدیم به ساحت مقدس ضامن آهو نشستم زیر باران توی ایوان که کج شد قامتم سمت خراسان دقیقا ساعت هشت است آقا برایت نامه ای دادم به باران دلم کرده هوای گنبدت را حرم , ایوان , سکوت ممتدت را گرفته بغض سنگینی دلم را بیا و قسمتم کن مشهدت را نشسته توی شعرم یک پرستو نم باران , سکوتی پرهیاهو بکش دستی بروی زخم هایم چه کم دارم مگر از بچه آهو نمانده توی شعرم غیر باران به جز سرما و تکرار زمستان دلم را داده ام دست تو ای باد مرا با خود ببر سمت خراسان دمادم ناله و زاری ست کارم به جز مشهد به دل شوقی ندارم سپردم دست آقایم دلم را پریشان تر از آنم که ببارم 12/5/96 +نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ...
ادامه مطلب