نیمه شب دیدمت توی خوابم
هی ورق میزدی غصه ها را
ساعت از یک گذشته ولی من
رفته ام توی فکرم کجاها
بین دستم کتابی که خواندیم
اولین بار باهم دوتایی
مانده یادت غروبی که لغزید
روی دستانمان بعد چایی
لمس گرمای دستان خوبت
اتفاقی که هرگز نیفتاد
یوسفی گمشده توی شهری
از قلم شعر حافظ نیفتاد
ساعت از یک گذشته ولی من
مثل هرشب گرفتار شعرم
سردی بی فروغ نگاهت
میکشد زوزه ها توی فکرم
میشوم شاعری بی تفاوت
سایه ای پشت دیوار دنیا
آخرین فصل خویشم , فقط سرد
میخزم پشت اشعار نیما
میشود سوژه ی انجمن ها
خودکشی ی زنی روی شعرش
بی تفاوت ولی تو نشستی
گور بابای این زن و فکرش
میرسیدم به دستت ولی حیف
خواب احمق تو را نیمه ول کرد
میزند پتک ساعت به مغزم
* ساعت از یک گذشته
ولی من ...
سمانه تیموریان (آسمان)
* تعمدا قافیه رعایت نشده
برچسب:
نویسنده: مهدی حسینی