خرید بک لینک

کم مونده از غصه بمیرم من


بازم نشد قسمت چرا آقا؟


داری نگاهم میکنی از دور


این اربعین هم خونه ام، تنها

بغضی نشسته تو گلوی شب


باید بگیرم دست بارونو


حس میکنم باید برم جایی


از تن در آرم رخت زندونو

یک کفتر بی جا و بی خونه ام


بالم شکسته آسمون میخوام


پر میکشه سمت شما روحم


مشهد، حرم، یک آشیون میخوام

یک جاذبه یک حال خاصی هست


حسّی شبیه کربلا رفتن


پای پیاده میبره مشهد


جامونده ها رو بی سر و بی تن

حس میکنم گرمای دستی رو


رو شونه های زخمی دنیام


حس میکنم باید برم جایی


جایی که مرهم باشه رو دردام

سمانه تیموریان(آسمان)

681398

برچسب: نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:23

صفحه بندی