دیده و دل

متن مرتبط با «امان از دل ساده» در سایت دیده و دل نوشته شده است

روایت تازه از باید برم جایی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «باید برم جایی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.   کم مونده از غصه بمیرم منبازم نشد قسمت چرا آقا؟داری نگاهم میکنی از دوراین اربعین هم خونه ام، تنها  بغضی نشسته تو گلوی شبباید بگیرم دست بارونوحس میکنم باید برم جاییاز تن در آرم رخت زندونو  یک کفتر بی جا و بی خونه امبالم شکسته آسمون میخ...

    ادامه مطلب
  • سهم دل من

  • نیلوبلاگ

    سهم دل من از تو فقط یک هیجان استای آه از این دل که هنوزم نگران استدرد است که بر شانه آوار به دوشم"آنرا که عیان است چه حاجت به بیان است" از سوز دل و راز درونم خبری نیستهمبستر آغوش شب آواز بنان است آتش به سرم فکر تو را با غزل انداختدر پشت نگاه تو چقدر شعر جوان است یک بوسه بده از لب شیرین و اناریتگل کر...

    ادامه مطلب
  • سقوط از پله های خواب هر شب

  • نیلوبلاگ

    نشستم پشت میزم فکر کردمبه فاضل , گریه های امپراتور به ضد زرد اعماق وجودم به درد و زخمهایی چرک و ناجور دوباره فکر کردم بعد خوابم به یونگ و ناخوداگاه گروهیش سقوط از پله های خواب هر شب به شعر و ضربه های سخت روحیش غزل در خون شعرم نعره ای زد ولی دل چارپاره , بند بند ست سقوط از شاخه های علم حتمیس...

    ادامه مطلب
  • ساعت از یک گذشته ولی من ...

  • نیلوبلاگ

    ...نیمه شب دیدمت توی خوابم هی ورق میزدی غصه ها را ساعت از یک گذشته ولی من رفته ام توی فکرم کجاها بین دستم کتابی که خواندیم اولین بار باهم دوتایی مانده یادت غروبی که لغزید روی دستانمان بعد چایی لمس گرمای دستان خوبت اتفاقی که هرگز نیفتاد یوسفی گمشده توی شهری از قلم شعر حافظ نیفتاد ساعت از یک گذش...

    ادامه مطلب
  • از خود و دنیایم طلب دارم

  • نیلوبلاگ

    از خود و دنیایم طلب دارم خون سرفه های مغز خودکارم تصویر محوی روی یک دیوار شعری پر از اندوهِ بسیارم زانو زدم در عمق یخبندان قطبی ترین احساس دنیایم سرما شبیخون زد به آغوشم هرشب برایت درد می زایم یک دکمه مانده تا صعود از تو ای انجماد زیرِ پیراهن با تو و آغوشت می آمیزم ای درد عریان وجود من در پیچ و تاب روده دنیا از روی جسم دیگران رد شو فرقی ندارد چاه با چاله گاهی شبیه دیگران بد شو گاهی برایم مثل دیواری شخصی شبیه دیگران هستی تعارف ندارم ساده میگویم زخمی درون استخوان هستی زانو زدم در عمق تنهاییم سر میروم از کاسه ی دنیا از هم بدر اجزای جانم را ای شعر غمگین پر از آیا سمانه_تیموریان(آسمان)@teymoorian...

    ادامه مطلب
  • این قافیه از واژه ها این بار میترسد

  • نیلوبلاگ

    "بعد از تو چشمم از در و دیوار میترسد"1 از این شب در من شده انبار میترسد ساعت دقیقا راس دردست و تو خاموشی من ,از منِ در خود شده آوار میترسد بعد از تو دنیایم شده مخروبه ای از شعر از مرگ و هی , تکرار و هی تکرار میترسد از تو چه پنهان بعد تو قلبم , دلم بسیار از لحن این اشعار ناهنجار میترسد عاقل شدن تصمیم چندان جالبی, نه نیست این قافیه از واژه ها اینبار میترسد ************** 1. استاد سیامک کیهانی سمانه تیموریان(آسمان)@teymoorian...

    ادامه مطلب
  • امان از دل

  • نیلوبلاگ

    ...تمام شعرهاي جهان زير سر چشمهاي توست امان از شعر امان از دل و دستي که به چشمهاي تو غزل پاشيد سمانه تيموريان.(آسمان) @teymoorian...

    ادامه مطلب
  • دلم گرفته نگو نمیدانی

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفته نگو نه نگو نمیدانیچرا برای دل من غزل نمیخوانی دوباره فکر و خیال نگاه دریاییتدوباره شعر و هوای دو چشم بارانی خودم برای خودم با خودم شدم تنهاهجوم درد, بیشتر از این چه تاوانی شدی شبیه خودم , بی امان پر از سرماسکوت مبهم باغی, پر از زمستانی مفاعلن شب مویت ,مفاعلن چشمتبه وزن شعر تر من , بگو که میمانی خلاصه اینکه عزیزم مرا نمیفهمیدلم گرفته شدیدا نگو نمیدانی #سمانه_تیموریان(آسمان)...

    ادامه مطلب