دیده و دل

متن مرتبط با «جای» در سایت دیده و دل نوشته شده است

روایت تازه از باید برم جایی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «باید برم جایی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.   کم مونده از غصه بمیرم منبازم نشد قسمت چرا آقا؟داری نگاهم میکنی از دوراین اربعین هم خونه ام، تنها  بغضی نشسته تو گلوی شبباید بگیرم دست بارونوحس میکنم باید برم جاییاز تن در آرم رخت زندونو  یک کفتر بی جا و بی خونه امبالم شکسته آسمون میخ...

    ادامه مطلب
  • باید برم جایی

  • نیلوبلاگ

    کم مونده از غصه بمیرم منبازم نشد قسمت چرا آقا؟داری نگاهم میکنی از دوراین اربعین هم خونه ام، تنهابغضی نشسته تو گلوی شبباید بگیرم دست بارونوحس میکنم باید برم جاییاز تن در آرم رخت زندونویک کفتر بی ...

    ادامه مطلب
  • خودت را جای من بگذار گاهی

  • نیلوبلاگ

    خودت را جای من بگذار گاهی در عمق خسته ی یک غار گاهی پر از کابوس و درگیر توهم خراب و منزوی , بیزار گاهی تصور کن کن که عطر سیب هستی بپاشی روی گندمزار گاهی بخوان شعری برای لحظه هایم نظیر شعر پل اِلوار گاهی به یاد روزهای خوب کامی بگیری از لب سیگار گاهی نمیفهمم دلیل بودنت را میان لغزش خودکار گاهی تو گنجشکی, پر از شور پریدن بمان بر شانه ی دیوار گاهی نباید اینقدر هم سخت باشد خودت را جای من بگذار گاهی سمانه تیموریان (آسمان) +نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۶ساعت1:1 توسطآسمان | ...

    ادامه مطلب
  • تو امشب هم همین جایی

  • نیلوبلاگ

    "بیا از من بگیر این حال بد را این ضررها را" تمام آنچه را دارم, غزل , رویا , اگرها را تو امشب هم همین جایی درون قاب اشعارم چرا هرگز نفهمیدی دلیل این اثر ها را؟ عجب حال عجیبی با تو دارد خواب و رویایم نمی آیی به خواب من ؟ تمامش کن سفرها را نشسته جای عکس من در این مصرع گلی تیره مشخص شد که تو هرگز نمیخوانی خبر ها را خداوند غزل هایی , یقین دارم به باورهام بزن بر ریشه جانم ,بزن زخم تبرها را #سمانه_تیموریان(آسمان)@teymoorian...

    ادامه مطلب