دیده و دل

متن مرتبط با «علمداران و علم کشان» در سایت دیده و دل نوشته شده است

روایت تازه از باید برم جایی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «باید برم جایی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.   کم مونده از غصه بمیرم منبازم نشد قسمت چرا آقا؟داری نگاهم میکنی از دوراین اربعین هم خونه ام، تنها  بغضی نشسته تو گلوی شبباید بگیرم دست بارونوحس میکنم باید برم جاییاز تن در آرم رخت زندونو  یک کفتر بی جا و بی خونه امبالم شکسته آسمون میخ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای گم کن خودت را ...

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «گم کن خودت را ...» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  دنیا خلاصه می شود گاهیدر بغض سنگینی فروخوردهدر گریه های بی امان شبآغوش خالی ی زنی مرده گاهی حواسم نیست رفتی وَدر استکانت چای می ریزمتنها شدن تقدیر شاعرهاستمن امتداد زرد پائیزم خو کرده ام با لرزش دستمبا میز و دفتر، کاغذ و...

    ادامه مطلب
  • سردار در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «سردار» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. قلبت مرا آتشدردت مرا فریادبغض ات ستیغ خشمدر من کند آزاد رفتی تو ای سرداردنیا پر از بیداداین آسمان بی توباران غم سر داد دستی بجا ماندهاز پیکر آن ماهدستی که می گویدهمواره یا الله در چشم خود دیدیشور شهادت راشوری که از آغازحق تو بود آقا چشم علی گریانخ...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره پروردگاری مهربان دارم بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «پروردگاری مهربان دارم» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پروردگاری مهربان هستیگاهی صدایم می کنی انگارمیبینمت ما بین شب بوهاحس میکنم عطر تو را بسیاروقتی نشستم گوشه ای تنهاداری نگاهم میکنی شایدبا تکه ابری ساده می باری! باران به چشمانت چه می آیدحرفی بزن چیزی بگو امشبمان...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات خواب

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «خواب» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  خواب دیدم تو را که می آییروز سردی که برف می آیدبا سکوتی درون چشمانتیک بغل شعر و آسمان شایدمی کشم سمت خود خودم را بازمی نشینم کنار تنهاییممی نویسم برای خود شعریمی خزم توی غار رویاییمتوي شهری که از تو خالی ماندگم شدم توی خواب و بیدارینیمه شب از ...

    ادامه مطلب
  • می‌خواهمت در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «می‌خواهمت» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.   میخواهمت چون قطره که دریا و باران رامانند طوفانی که امواجی گریزان را باید تو را در قاب آغوشم بگنجانمآن سان که شب در دامنش ماه فروزان را تنها نشستم شعر میبافم برایت تا…تا سر کنی با آتشش سوز زمستان را گاهی که بیکاری خداوند پریشانممحکم بغل کن غ...

    ادامه مطلب
  • می‌خواهمت

  • نیلوبلاگ

    میخواهمت چون قطره که دریا و باران رامانند طوفانی که امواجی گریزان راباید تو را در قاب آغوشم بگنجانمآن سان که شب در دامنش ماه فروزان راتنها نشستم شعر میبافم برایت تا…تا سر کنی با آتشش سوز زمستان راگاهی که بیکاری خداوند پریشانممحکم بغل کن غربت این شهر گریان راشب‌ها که تنهایم صدایم کن مرا لطفابعدش قدم با من بزن بغض خیابان رامن از بهشتت جز خودت چیزی نمیخواهممیخواهمت چونان که حوّا سیب شیطان را#سمانه_تیموریانمیخواهمت، چنان که شب خسته خواب را. قیصر امین پور بخوانید...

    ادامه مطلب
  • میخواهمت

  • نیلوبلاگ

    میخواهمت چون قطره که دریا و باران رامانند طوفانی که امواجی گریزان راباید تو را در قاب آغوشم بگنجانمآن سان که شب در دامنش ماه فروزان راتنها نشستم شعر میبافم برایت تا…تا سر کنی با آتشش سوز زمستان راگاهی که بیکاری خداوند پریشانممحکم بغل کن غربت این شهر گریان راشبها که تنهایم صدایم کن مرا لطفابعدش قدم با من بزن بغض خیابان رامن از بهشتت جز خودت چیزی نمیخواهممیخواهمت چونان که حوّا سیب شیطان را#سمانه_تیموریانمیخواهمت، چنان که شب خسته خواب را. قیصر امین پور بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پروردگاری مهربان دارم

  • نیلوبلاگ

    پروردگاری مهربان هستیگاهی صدایم می کنی انگارمیبینمت ما بین شب بوهاحس میکنم عطر تو را بسیار وقتی نشستم گوشه ای تنهاداری نگاهم میکنی شایدبا تکه ابری ساده می باری! باران به چشمانت چه می آید حرفی بزن چیزی بگو امشبمانند رعدی در دل صحرادستی بکش بر دامن رویابا تکه شعری ساده و گیرا باید ببندم چشم ها را تاشاید بگیرم دست هایت راباید بیاویزم به آغوشتبا ابتکاری تازه و زیبا خود را تصور میکنم ابرمتو برکه ای در...

    ادامه مطلب
  • خواب

  • نیلوبلاگ

    خواب دیدم تو را که می آییروز سردی که برف می آیدبا سکوتی درون چشمانتیک بغل شعر و آسمان شایدمی کشم سمت خود خودم را بازمی نشینم کنار تنهاییممی نویسم برای خود شعریمی خزم توی غار رویاییمتوي شهری که از تو خالی ماندگم شدم توی خواب و بیدارینیمه شب از دلم چه میخواهیآه شعرم مگر مرض داریمی زنم از خودم شبی بیرونمثل نعش پرنده ای پرپرمی دوم تا ته همین کوچهمی رسم خط آخرم، آخررد پایت گرفته در آغوشبرف و سرما، خز...

    ادامه مطلب
  • گم کن خودت را ...

  • نیلوبلاگ

    دنیا خلاصه می شود گاهیدر بغض سنگینی فروخوردهدر گریه های بی امان شبآغوش خالی ی زنی مردهگاهی حواسم نیست رفتی وَدر استکانت چای می ریزمتنها شدن تقدیر شاعرهاستمن امتداد زرد پائیزمخو کرده ام با لرزش دستم...

    ادامه مطلب
  • برایت شعر آوردم

  • نیلوبلاگ

    برایت , شعر آوردم , , چرا سر در گریبانی ؟ مگر اندوه جانم را تو از چشمم نمیخوانی؟ نشستم گوشه ای تنها برایت , شعر میخوانم جهان هرگز نمیفهمد چرا امشب پریشانی درون دفتر شعرم , دوباره برف میبارد سکوت لال پای...

    ادامه مطلب
  • اندوه باران

  • نیلوبلاگ

    از جیب شعرت میکشی بیرون هر شب برایم تکه ای رویا با حالتی غمگین و حزن آلود حک میکنی در ذهن من خود را من مطمئن هستم همین حالا با فکر من خیره به مهتابی مشغول خلق یک غزل هستی با یاد من امشب نمیخواب...

    ادامه مطلب
  • اندوه

  • نیلوبلاگ

      دوباره سیب میچینم اگر اندوه بگذارد اگر آشوب بی حد ّ و غم این ...

    ادامه مطلب
  • وقتش رسیده

  • نیلوبلاگ

    وقتش رسیده است خودم را صدا کنم در این غزل بمیرم و خود را رها کنم ...

    ادامه مطلب
  • زندگی شوخی قشنگی بود

  • نیلوبلاگ

    دستهای نحیف یک رویاپنجه ای بر دلم زد و رد شدردّ انگشتهای بغضی خیستوی آغوش پنجره مد شد عصر یک روز زرد پاییزیپا نهادی به ساحت شعرمشاعری اتفاق خوبی بودتکیه کردی به قامت شعرم چهره ات محو و اندکی مخدوشمثل گنجینه ای که مدفون استفرم موهای لخت و بی روحتعین بیدی همیشه مجنون است توی ذهنت مرا مجسم کنگرگ پیری خزیده در غارشخیره بر پیکر شبی تاریکم...

    ادامه مطلب
  • سکوت پنجره

  • نیلوبلاگ

    دلم برای شما تنگ میشود گاهی بمان که بی تو جهان لنگ میشود گاهی میان من و سکوت عجیب چشمانت غبار فاصله فرسنگ میشود گاهی تو آسمان غزلهای ابری و سردی هوای خاطره بیرنگ میشود گاهی تو آیه آیه چراغی , بدون تو دنیا پر از سیاهی و نیرنگ میشود گاهی برای من که جهانم به وسعت شعرست سکوت پنجره آهنگ میشود گاهی مرا ببر به همان شعر ترد و بارانی درون سینه غزل سنگ میشود گاهی سمانه تیموریان *گاهی دل...

    ادامه مطلب
  • خودت را جای من بگذار گاهی

  • نیلوبلاگ

    خودت را جای من بگذار گاهی در عمق خسته ی یک غار گاهی پر از کابوس و درگیر توهم خراب و منزوی , بیزار گاهی تصور کن کن که عطر سیب هستی بپاشی روی گندمزار گاهی بخوان شعری برای لحظه هایم نظیر شعر پل اِلوار گاهی به یاد روزهای خوب کامی بگیری از لب سیگار گاهی نمیفهمم دلیل بودنت را میان لغزش خودکار گاهی تو گنجشکی, پر از شور پریدن بمان بر شانه ی دیوار گاهی نباید اینقدر هم سخت باشد خودت را جای من بگذار گاهی سمانه تیموریان (آسمان) +نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۶ساعت1:1 توسطآسمان | ...

    ادامه مطلب
  • سقوط از پله های خواب هر شب

  • نیلوبلاگ

    نشستم پشت میزم فکر کردمبه فاضل , گریه های امپراتور به ضد زرد اعماق وجودم به درد و زخمهایی چرک و ناجور دوباره فکر کردم بعد خوابم به یونگ و ناخوداگاه گروهیش سقوط از پله های خواب هر شب به شعر و ضربه های سخت روحیش غزل در خون شعرم نعره ای زد ولی دل چارپاره , بند بند ست سقوط از شاخه های علم حتمیس...

    ادامه مطلب
  • دیگر چرا چشمان تو سارا ندارد؟

  • نیلوبلاگ

    آرامش چشم تو را دریا ندارد دیگر نظیرت خوب من دنیا ندارد آمار شعر و شاعری رفته است بالا این قصه تنها یک عدد لیلا ندارد "تصمیم سختی بود باید میگرفتم دیگر کتاب قصه ها کبرا ندارد"1 من مجمع الدرد جهان سرد خویشم سرمای دنیای مرا یلدا ندارد بنشین برایت یک غزلچایی بریزم این شعر وامانده چرا گرما ندارد...

    ادامه مطلب